خاتمیت
در قرآن کریم تنها یک آیه مستقیم بر امر خاتمیت دلالت دارد و عده ای از منکرین خاتمیت در مورد آن می گویند :« خاتم با فتحه یعنی انگشتر پس معنی خاتم النبیین ، نگین پیامبران بودن است» و گرچه این تفسیر می تواند درست باشد اما در آن عصر انگشتر را چون پای نامه ها می زدند لذا انگشتر به معنی ختم کننده نامه نیز مشهور بود و باز معنی خاتم النبیین همان خاتمیت می شود. البته برخی هم می گویند شاید کلمه خاتم با کسره بوده است و چون در زمان کتابت قرآن ، حرکت گذاری کلمات هنوز اعمال نشده بود لذا آن را خاتم با فتحه قرار داده اند! این مصداق همان ضرب المثل است که می گوید:« خواستند چشم را خوب کنند ، زدند ابرو را هم خراب کردند!» این گروه خواستند خاتمیت را اثبات کنند اما ناخواسته دست به اثبات تحریف قرآن بردند!
اولین سوالی که شاید برای همه ، چه آنها که به خاتمیت اعتقاد دارند چه آنها که به قرآن اعتقاد و در عین حال به خاتمیت معتقد نیستند این است که چرا خداوند واضح مساله خاتمیت را بیان نکرده است؟ همین مساله در مورد امامت و جانشینی امام علی (ع) هم مطرح است که چرا خداوند مستقیم در قرآن مساله را روشن نکردند؟ که پاسخ به این دسته از پرسشها و اینکه چرا خداوند تعمداً آیاتی متشابه در قرآن قرار داده و خود خداوند هم بیان داشته است که آیاتی از قرآن متشابه است در این مختصر نمی گنجد لذا در فرصتی مناسب نوشتاری در مورد آن ان شاء الله نوشته می شود.
گرچه مساله خاتمیت را به راحتی از طریق عقلی و نقلی و همچنین شخصیت شناسی و دیدگاه شناسی افرادی که پس از پیامبر اسلام ادعای پیامبری کرده اند ، می توان با دلایل بسیار زیادی اثبات کرد اما مساله ای که کمتر به آن پرداخته شده این است که گرچه قرآن به صراحت مساله خاتمیت را بیان نکرده اما در آیات بسیاری ، تلویحاً به آن اشاره شده و از مجموعه این آیات می توان به طور قطع نتیجه گرفت که منظور از کلمه خاتم در قرآن ، همان ختم کننده است لذا در این نوشتار من تنها به این آیات می پردازم نه دلایل عقلی و نقلی خاتمیت.
آیات خاتمیت
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ ینْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیهِ فَلَنْ یضُرَّ اللَّهَ شَیئًا وَسَیجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرِینَ
محمد (ص) فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمیگردید؟ و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمیزند؛ و خداوند بزودی شاکران را پاداش خواهد داد. «آل عمران/144»
در این آیه و تعدادی دیگر از آیات خداوند تنها از این سخن به میان می آورد که پیش از پیامبر اسلام ، پیامبرانی بوده اند و در هیچ جای قرآن بیان نمی فرمایند که پس از وی هم پیامبر یا پیامبرانی خواهد آمد در حالی که در موضوعات دیگر قرآنی، وجهی ناگفته باقی نمی ماند مثلاً در سوره مبارکه فصلت در مورد قرآن هر دو وجه در نظر گرفته می شود یعنی هم پیش رو و هم پشت سر و می فرمایند:
لَا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ
«هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمیآید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است!»«فصلت/42»
همچنین در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که با «یسْأَلُونَكَ عَنِ...» یعنی « از تو سوال می پرسند از...» آغاز می شود اما این سوال مطرح است که چرا اصحاب پیامبر سوالی در مورد پیامبر یا پیامبران پس از حضرت محمد نمی پرسند؟! مشخص است که حتماً مساله خاتمیت در همان زمان برای اصحاب پیامبر مشخص بوده است وگرنه در مورد آن سوال می پرسیدند.
وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَینَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِینٌ
« و هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیقکننده کتابی که قبل از من فرستاده شده میباشم و بشارتدهنده به رسولی که بعد از من میآید و نام او احمد است.هنگامی که او با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند:این سحری است آشکار» «الصف/6»
در این آیه مبارکه مشاهده می کنیم که حضرت عیسی ، پیامبر بعد از خود را معرفی می کند و این سنت همه پیامبران بوده است حال چطور می توان تصور کرد قرآن و پیامبر اسلام ، پیامبر بعد از خود را معرفی نکرده اند اگر خاتمیت صورت نپذیرفته است؟!
اما یکی از واضح ترین آیات خاتمیت در سوره توبه بیان شده است:
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
« او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!»«التوبة/33»
اکنون چطور ممکن است وقتی خداوند می خواهد آیین حضرت محمد(ص) را بر همه ادیان غالب سازد ، پس از دین کامل اسلام هم آیینی توسط پیامبری دیگر نازل کند؟!
أَوَلَمْ ینْظُرُوا فِی مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ یكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَی حَدِیثٍ بَعْدَهُ یؤْمِنُونَ
«آیا در حکومت و نظام آسمانها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، نظر نیفکندند؟! شاید پایان زندگی آنها نزدیک شده باشد! بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟!» «الأعراف/185»
در آخر این آیه خداوند غیرمستقیم می فرمایند که اگر قرار است به قرآن ایمان نیاورند ، پس قرار نیست دیگر به هیچ سخنی ایمان آورده است و حال که چنین است ، پس از قرآن دیگر سخنی نازل نخواهد شد!
در سوره مبارکه بقره چنین می خوانیم:
إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیا بَینَهُمْ وَمَنْ یكْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ«19»
«دین در نزد خدا، اسلام است و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی ایجاد نکردند مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، خداوند، سریع الحساب است.»
فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِی لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّیینَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ«20»
« اگر با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند، بگو: «من و پیروانم، در برابر خداوند ، تسلیم شدهایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند و بیسوادان بگو: «آیا شما هم تسلیم شدهاید؟» اگر تسلیم شوند، هدایت مییابند؛ و اگر سرپیچی کنند، بر تو تنها ابلاغ است و خدا نسبت به بندگان، بیناست.»
دین در نظر خداوند تنها اسلام است و اگر کسی مغلطه و سفسطه کند که اسلام یعنی تسلیم شدن و به معنای اخص دین اسلام نیست ، در جواب وی آیه بعد قرار می گیرد که در آن به پیامبر امر می شود که بگوید من و پیروانم تنها اسلام آورده هستیم! و چون خداوند می فرماید که پیامبر بگوید ای اهل کتاب و ای بی سوادان که همان مشرکان هستند آیا تسلیم می شوید یعنی حتی اهل کتاب هم تسلیم شده نیستند. پس وقتی دین در نزد خداوند اسلام است ، مثلاً بهائیت دیگر چه صیغه ای است؟!
وَالَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ یوقِنُونَ
«و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو نازل گردیده، ایمان میآورند و به رستاخیز یقین دارند.»«البقرة/4»
لَكِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ یؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِیمِینَ الصَّلَاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ أُولَئِكَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْرًا عَظِیمًا
« ولی راسخان در علم از آنها، و مؤمنان به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو نازل گردیده، ایمان میآورند. (همچنین) نمازگزاران و زکاتدهندگان و ایمانآورندگان به خدا و روز قیامت، بزودی به همه آنان پاداش عظیمی خواهیم داد.»«النساء/162»
در این دو آیه که خداوند صفات مومنان را بر می شمارد ، می فرمایند مومنان کسانی هستند که به قرآن و آنچه پیش از قرآن بوده است ایمان می آورند و اصلاً حرفی در مورد پس از قرآن به میان نمی آید.
"إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ
«ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم!» «الحجر/9»
با خواندن این آیه ، اولین سوال که به ذهن می آید این است که چرا خداوند کتب آسمانی قبل از قرآن را از تحریف حفظ نکردند؟ پاسخ این می شود که لاجرم باید تحریف می شدند تا با نزول قرآن ، دین خداوند توسط حضرت محمد(ص) و در حجاز به طول کامل به بشریت عرضه می شد و چون قرار بوده قرآن نازل شود ، احتیاجی به جلوگیری از تحریف کتب قبلی نبوده است. حال اگر قرار است پس از قرآن ، باز هم پیامبرانی بیایند و کتابهایی عرضه کنند ( مانند بهائیت) ، با همان استدلال قبلی ، حفظ قرآن از تحریف بی دلیل و بی مفهوم می شود! اکنون که خداوند نمی خواهد قرآن مانند سایر کتب آسمانی تحریف شود پس یعنی قرار نیست پس از قرآن کلامی دیگر نازل شود.
وَلَا یزَالُ الَّذِینَ كَفَرُوا فِی مِرْیةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِیهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ یأْتِیهُمْ عَذَابُ یوْمٍ عَقِیمٍ
«کافران همواره درباره قرآن در شک هستند، تا آنکه روز قیامت بطور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید!»«الحج/55»
گاهی می توان از قرآن زیباترین تعابیر غیر مستقیم را استخراج کرد مثل یک کارآگاه که از شواهد غیرمستقیم در مورد پرونده ای به نتیجه می رسد، نتیجه گیری از این آیه بر عهده شما خوانندگان باشد!
مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیینَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیءٍ عَلِیمًا









