شاید
شما هم از آن دسته از افرادی باشید که بخواهید وقتی بحثی صورت می گیرد پیروز بی
چون و چرای مباحثه باشید در حدی که طرف شما انقدر قافیه را ببازد که علارغم غرور ،
اعتراف به شکست داشته باشد و من بنا بر اینکه مدام در این حیطه بوده ام بنابر آنچه
که تاکنون دانسته ام و فهیمده ام بخشی از تجربیات خود را در اختیار شما قرار می
دهم.
1
– عمل بارها برتر از تئوری است
باید
بدانید که اکثر افراد یا تقریباَ همه افراد حوصله یا توان تجزیه و تحلیل حرفهای
شما را ندارند بلکه به نتیجه آن نگاه می کنند که از جهاتی ناعادلانه است.
مثلاً برخی اساتید به جواب آخر نگاه می کنند و اگر غلط باشد هیچ نمره ای اختصاص
نمی دهند و شما که تنها در جواب آخر بعد از نوشتن و حل چندین فرمول اشتباهی مرتکب
شده اید با کسی که سوال را به کلی جواب نداده است برابر هستید! در اکثر مسائل هم
چنین است یعنی سعی کنید وارد مبحثی نشوید که خود در عملی ساختن آن موفق نبوده اید.
چه بسیار اعمالی که گرچه تئوری ما در آنها درست است اما به عللی دیگر در آن
موفق نبوده ایم مثلاً اگر شما کچل باشید اما عوامل تخریب کننده موی سر را به کسی
توضیح و وی را نصیحت کنید بسیار کمتر به حرف شما گوش می دهد نسبت به زمانی که خود
شما مویی زیبا و سالم داشته باشید. این مساله در مورد خود من هم اتفاق افتاده است
مثلاً من ده ها برابر علوم رایانه ، به الهیات پرداخته ام اما چون رشته ام نرم
افزار بوده است ، اطرافیانم تنها سوالات کامیپوتری از من می پرسند و تنها به
حرفهای کامپیوتری من اعتنا می کنند!
افرادی
که تنها به عمل نگاه می کنند تا حدود زیادی حق دارند چون بدیهی است مثلاً یک پزشک
از یک شخص عادی ، بیشتر پزشکی بداند و گرچه موارد استثنایی وجود دارد اما می توان
آن را نادیده گرفت و اگر بخواهی وارد مبحثی که در آن خود شکست خورده ای بشوید با
این ضرب المثل مواجه می شوید:«
گر طبیب بودی بر سر خود دوا نمودی!».
سعی کنید در مباحثات ابتدا در عمل موفق بودن خود را اثبات کنید بعد وارد بحث شوید
وگرنه حتی ممکن است شخص مقابل شما چون فکر می کند شما متخصص نیستید ، دست به دروغ
زدن هم ببرد! یکبار شخصی بود که فکر می کرد من قرآن نخوانده به مباحثه اش آمده ام!
به دروغ گفت در فلان آیه قرآن فلان مطلب است! من هم گفتم بگو کجای قرآن این مطلب
آمده؟! فکر کرده اید قرآن را نخوانده ام؟! پس قبل از هر مباحثه ای ، دقیقاً مسلط
به بحث شوید وگرنه طرف شما با کمی زرنگی می تواند باطل خود را به شما بقبولاند.
چند وقت پیش یکی از اطرافیانم با خوشحالی آمد و به من گفت:« انقدر که مخالفین سوری
را تروریست می خوانی چون خارجی هستند ، حزب الله هم خارجی است که به کمک نظام
سوریه آمده؟چه جوابی داری؟!» اگر من مسلط به بحث نمی بودم قطعاً شکست خورده این استدلال می شدم اما دانستم چطور پاسخ سوالش
را بدهم:« از ماه ها پیش تروریست ها بدون هیچ گونه دلیلی به لبنان که بی طرف
درگیری است راکت شلیک می کنند. حزب الله هم در عملیات القصیر که منبع پرتاب راکت
ها و انبار سلاح تروریست ها بود شرکت کرد! علاوه بر این در نظام بین الملل ادیان و
مقدسات آنها مرز ندارند مثلاً پاپ نمی تواند نعوذبالله به پیامبر اسلام توهین کند
و بعد بگوید:« من در خاک واتیکان توهین کرده ام نه در خاک مسلمانان»! اماکن مقدس
هر دین هم مورد تعدی و هتک حرمت قرار بگیرند ، پیروان آن دین در هر کجای جهان که
باشند با هر ملیت و زبانی ، می توانند به دفاع از آن بروند و این برخلاف مقررات
بین المللی نیست.حرم حضرت زینت(ع) برای شیعیان مقدس است و وقتی تروریست ها مدام به
طرف آن خمپاره می اندازند و قصد تصرف و تخریب آن را به مانند مقبره جناب حجر بن
عدی دارند ، بدیهی است حزب الله که شیعی است ساکت نماند همانطور که اگر به کعبه
حمله شود ، مسلمانان ایران هم می توانند به عربستان بروند و از حریم آن دفاع
کنند. بعلاوه شرع و عقل حکم می کند آنچه عوض دارد گله ندارد یعنی وقتی مخالفین نیروی خارجی وارد می کنند نظام سوریه هم مجاز به این کار می شود و همین امر دلیل کافی می تواند باشد وگرنه قصاص هم مساوی جنایت می شود یعنی یک نفر می تواند بگوید قاتل را اعدام نکنید چون قتلی دیگر است! یا مثلاً وقتی دو تیم فوتبال با هم مسابقه می گذارند اگر یک تیم بتواند حق 5 تعویض داشته باشد ، تیم دیگر هم می تواند تقاضای 2 تعویض اضافه بر 3 تعویض قانونی داشته باشد.»
پس
قبل از ورود یا اظهار نظر در مورد یک مبحث سعی کنید برای تمامی شبهات احتمالی آن
پاسخ ها را در دسترس داشته باشید و خود را مسلط به بحث نشان دهید.
2
– در مباحثه خشت اول تفکرات طرف خود را تخریب کنید
همانطور
که زدن شاخ و برگ یک درخت ، آن را ساقط نمی کند بلکه گاهی باعث رشد بهتر آن می شود
، در مباحثه هم باید سراغ خشت اول تفکرات یک شخص رفت و در آنجا باید دید که طرف
شما منطقی است یا خیر. در ریشه و مباحث ابتدایی منطق ، کمتر کسی پیدا می شود که بی
منطق یا کج منطق باشد لکن در پیچیدگی های بعدی است که افراد راه کج می روند چه
سهواً چه عمداً برای منافعی که دنبال می کنند مثلاً نادر است شخصی که اجماع نقیضین
را محال نداند اما می بینیم که دنیای ما پر است از تناقض ها و تناقض گویی های بی
شمار! اما خشت اول چه هست؟ یکبار شخصی به من گفت تو چرا از سرکوب انقلابیون سوریه
دفاع می کنی؟ من هم به وی گفتم خود سوال تو اشتباه است! باید به عقب برگردیم و
ببینیم تعریف شما از انقلابی چیست؟! آیا هر شخصی انقلابی است یا خیر؟ بعد بحث را
به عقب برگرداندم و شروع به بحث در مورد ویژگی های یک انقلابی کردیم که یکی از
بدیهی ترین ویژگی های آن ، خارجی نبودن یک انقلابی بیان شد و به طرف ام گفتم بیشتر
بحث سوریه در همین جا خاتمه پیدا می کند چون بنابر اعتراف خود مخالفین و آنچه که
همه می بینیم ، مخالفین سوریه ، افرادی از سایر کشورها هستند و بسیار اندک اند
کسانی که واقعاً خود سوری هستند! بعد سایر ویژگی های افراد انقلابی را برشمردیم و
طرف ام خود گفت که هیچ از آن نماند! من هم گفتم حالا سوال شما به این سوال تغییر
می کند:« چرا از سرکوب تروریست های اجیر شده عربی-غربی حمایت می کنی؟»! که باعث
خنده هر دو نفر ما شد!
پس
در مباحثه سعی کنید تا آنجایی که می توانید بحث را بشکنید ، به عقب بازگردانید ،
ریشه شناسی کنید بعد حق و باطل مشخص می شود. یکی از مشکلات ما با اهل سنت نیز همین
عدم ریشه یابی است مثلاً اهل سنت می گویند:« معاویه در مورد جنگ صفین اجتهاد کرد
لکن در اجتهاد به خطا رفت»! اکنون نباید به سراغ اشتباه معاویه در اجتهاد برویم
بلکه باید به عقب برگردیم و به اهل سنت بگوییم:« اصلاً مگر معاویه مجتهد بوده است
که اجتهاد کند؟!»
3-
در مباحثه از کلماتی همچون «من فکر می کنم» و «شاید» و ... حتی الامکان استفاده
نکنید.
مثلاً
وقتی ما بگوییم:« من فکر می کنم اسرائیل ظالم است» این یعنی امر ظالم بودن اسرائیل
بدیهی نیست و دیگران حق دارند چنین فکر نکنند و این باعث می شود طرف مباحثه شما
تنها با یک جمله از حرف شما بگذرد:« من فکر نمی کنم اسرائیل ظالم باشد»! در مباحثه
سعی کنید چنان اعتماد به نفس داشته باشید که حرفهای حق خود را بدیهی بدانید به همان
مقدار که وقتی می خواهید بگویید نقطه بخار آب خالص صد درجه است! یعنی ما در مورد
آب نمی گوییم:« من فکر می کنم نقطه بخار آب صد درجه است»! در مورد کلمات غیرقاطع
دیگر مانند «شاید» هم وضع چنین است، باید چنان از حرف خود مطمئن و قاطع باشیم که
طرف مقابل ما هوس نکند به سراغ خشت های اول ما بیاید!
4- از نقاط ضعف بهره برداری کنید
بهره
برداری از نقاط ضعف روشی است که شاید سالها طول بکشد افراد آن را به خوبی در
مباحثه یاد بگیرند اما اگر زمانی به آن مسلط شوید ، خواهید توانست حتی برخی اباطیل
مضحک را به طرف خود بقبولانید مثلاً بسیاری از افراد تحت تاثیر کلمات پیچیده و
نامتعارف قرار می گیرند و زود تسلیم می شوند و شما مثلاً اگر در مباحثه ای دینی
هستید می توانید چندین کلمه عربی را در نوشتار خود به کار ببرید تا طرف شما احساس
کند که به بحث مسلط هستید! و سایر فنونی که نباید به شما بگویم چون اخلاقی نیستند!
( اما در مقابل یک بی اخلاق می توانید از آن بهره ببرید)
5
– در حق گفتن می توان اغراق کرد
سیگار
کشیدن مضر است اما چه کنیم که افراد از این عادت بد دست بکشند؟! آیا بهتر نیست در
مورد عوارض آن اغراق هم داشته باشیم و چنان افراد را بترسانیم که کمتر سراغ آن
بروند؟ این فریب نیست بلکه به نفع خود مردم است که در عوارض سیگار اغراق شود تا
مبتلا به عوارض مضر واقعی آن نشوند. در مباحثه هم وقتی می دانید واقعاً حق می
گویید بدون اغراض و منافع ، می توانید در حق گفتن هم اغراق کنید یعنی در گفتن حق
افراط کنید تا تفریط برخی ها در گفتن حق را به میانگین برسانید! مثلاً وقتی
شخصی می خواهد به چاهی بیافتد شما به وی بگویید علاوه بر چاه ، در کف چاه مار و
عقرب هم هست تا اصلاً نزدیک آن چاه نشود! در مباحثه هم خوب ها را خوب تر و بدها را
بدتر جلوه دهید و نمونه های عینی این امر هم اتفاق افتاده است مثلاً ما شیعیان
چنان مصائب جسمی کربلا ( نه هدف واقعی کربلا) را بزرگ کردیم که اهل سنت هم مجبور
شد در قبال آن ساکت ننشیند و لب به اعتراض از اشقیای دشت کربلا باز کند!
در
رسانه ها هم چنین است یعنی یک خبر خوب در رسانه های ما در مورد دشمنانمان پخش نمی
شود و دشمنان ما هم یک خبر خوب از ما پخش نمی کنند! مخاطب را باید بمباران خبری
کرد نه اینکه مثلاً بگوییم: فلان چیز آمریکا خوب است فلان چیز بد! باید سر تا پایش
را بد کرد تا حداقل مخاطب آن را خوب نداند که مصداق همان ضرب المثل می شوید که می
گوید:« از مرگ ترساندند تا به تب راضی شدند»! پس مخاطب خود
را در مباحثه مدام از مرگ بترسانید تا به تب راضی شود!
6-
حرفی نزنید که بتوان از آن کوچکترین سوءاستفاده ای کرد
حکایت
است در یکی از شهرهای انگلستان که هنوز کوچه ها در شب چراغ نداشتند، حکم صادر شد
که اهالی در کوچه ها بدون فانوس آمد و شد نکنند و اگر کسی در شبهای تاریک بدون
فانوس حرکت نماید مقصر خواهد بود. بهلول مانندی که در آن شهر بود به قصد
نشان دادن ضعف قانون گذار ، شب با فانوسی که شمع نداشت بیرون آمده، چون او را
گرفته و نزد قاضی بردند،گفت: برخلاف قانون رفتار نکردم ، اعلان کرده بودید بدون
فانوس کسی بیرون نیاید، این است فانوس که همراه برداشته ام و به هیچ وجه مقصر
نیستم. قاضی دید حق به جانب است و او را مرخص کرد و در صدد اصلاح قانون برآمد. روز
دیگر اعلان دادند اهالی بدون فانوسی که شمع داشته باشد اگر بیرون بیایند مقصر
خواهند بود! شب بعد همان شخص با فانوسی که در آن شمع گذارده ولی آنرا روشن
نکرده بود، بیرون آمد! این بار نیز که او را گرفته، نزد قاضی آوردند
قاضی حق را به جانب او دیده، در اعلان دفعه سوم لفظ «روشن شده» را به شمع فانوس
افزود!
در
مباحثه هم باید کامل حواستان باشد حتی اشتباه لفظی و تایپی نداشته باشید وگرنه
مورد سوء استفاده قرار می گیرد چنانچه یکبار اگر خاطرم باشد به خاطر اشتباه تایپی
یا حواس پرتی گفتم :«صلح امام حسین» و همین دستاویزی شد که طرف ام بگوید من
بی سواد هستم و از ادامه مباحثه شانه خالی کرد!
6-
چهارچوب مورد بحث را دقیقاً مشخص کنید
برخی
از افراد وقتی در مباحثه از نظر منطقی و اطلاعاتی مغلوب می شوند سعی می کنند از
شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدند یا با فرافکنی از بحثی که در آن نمی تواند غالب
شود فرار کند و این شما هستید که نباید چنین اجازه به وی دهید و مدام بدون خجالت و
با عصبانیت و جدیت تمام طرف خود را به بحث اصلی برگردانید و تا تسلیم نشدن طرفتان
به سراغ بحث بعدی نروید. مثلاً یک بار بحث تقلب در انتخابات سال 1388 بود که طرف
ام مدام می خواست اثبات کند نظام پشتیبان آقای احمدی نژاد بوده و فضا را مهیای
پیروز وی کرده است و من حدود ده بار این جمله را به وی گفتم:« اعتراض و مقصود
موسوی و کروبی از واژه تقلب ، دست بردن نظام در خود آراء است یعنی عین آراء جا به
جا شده است نه چیز دیگری!» و این جمله را مدام می گفتم تا از بحث خارج نشود و
فرافکنی و کلی گویی نکند که حق آنها ضایع شده است!
7
– در مباحثات اخلاق کمیاب است!
اگر
شما فکر می کنید یا اطمینان دارید که در مباحثه از حق دفاع می کنید پس فکر کنید یا
مطمئن باشید که طرف مقابل شما چون مدافع باطل است ، لذا ار روشهای غیراخلاقی هم
برای پیروزی استفاده می کند.استناد به اخبار کذب یا حتی ساختن اخبار یا مطالب کذب
و دروغ ، تحریف یا ناقص گفتن حقایق، مغلطه ، سفسطه ، مصادره به مطلوب و ... تنها
برخی از شگردهای اهل باطل هستند لذا به تک تک کلمات آنها در مباحثه به دیده شک و
توطئه بنگرید و با این پیش فرض وارد مباحثه شوید و شان واقعی طرف را به خود وی مدام
گوشزد کنید وگرنه پله پله خود را به جایگاه بالاتری در مباحثه می آورد تا مصداق آن
حکایت نشود که یک سگ را همسفره جمعی انسان کردند پس از مدتی آن سگ منشور حقوق بشر
را به آنها داد و گفت طبق این با من برخورد کنید! پس مثلاً در مباحثه لازم نیست به
جای منافقین ، بگویید مجاهدین خلق یا به جای رژیم صهیونیستی بگویید کشور اسرائیل
یا ...
از
همه موارد بالا مهمتر و بلکه اصل مطلب در مباحثه ، یادگیری اصول و گزاره های منطقی
و کسب اطلاعات صحیح و معتبر است تا به وسیله آنها بتوانید با منطق و اطلاعاتی قوی
از حق دفاع کنید که این میسر نمی شود مگر با سالها تفکر و تحقیق و مطالعه و آخرین
نصیحت من به شما هم این است که اگر فهمیدید طرف مورد مباحثه شما از یک حدی بیشتر
احمق است به مباحثه ادامه ندهید چون احمق سطح بحث را بسیار پایین می آورد سپس در
آن سطح پایین که در آن متخصص است وارد مباحثه با شما می شود و مغلوب می شوید!
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۵/۰۴ ساعت 16:54 توسط مهدی
|