کلی
گویی یعنی حذف کم و کیف،مقیاس،مثال،شروط،مکان،زمان و تمامی وجوه از یک موضوع و سپس
آن را مورد قضاوت قرار دادن! شاید
بگویید مگر کدام دیوانه ای چنین بر سر یک موضوع می آورد و بعد قضاوت می کند؟! اما واقعیت
این است که شاید بالای 90 درصد گفتار و نوشتار انسان ها بخصوص هنگامی که از باطل
دفاع می کنند چنین است! کلی گویی یعنی حرف و جمله ای که در آن به جای استدلال و
بعد نتیجه گیری از استدلال ، خود نتیجه گیری است! و بزرگترین مشکل کلی گویی نیز
این است که از سنخ نتیجه گیری است نه استدلال ، لذا بزرگترین عالم و منطق دان هم
نمی تواند به آن پاسخ بدهد چون اصلاً در حیطه پاسخ نیست! البته شیوه من در برخورد
با کلی گویی ، برگرداندن کلی گویی به خود گوینده آن است و اگر بر وی گران آمد و از
من دلیل خواست ، من نیز به وی می گویم:« اگر تو برای کلی گویی خود دلیلی داشتی ،
من هم دلیل می آورم!»
با
کلی گویی می توان عجیب ترین ، مضحک ترین و دور از واقعیت ترین موضوعات را به
مخاطبین که ترفند کلی گویی را نمی فهمند قالب کرد ، کلی گویی هایی که باید پیرزن جوان
مرده را هم به خنده وادار کنند اما در عمل می بینیم بالای 80 درصد افکار عمومی را
فریب می دهند! برای مثال کسانی که می خواستند قیام امام حسین(ع) را نامشروع جلوه
کنند می گفتند:« حسین نوه ی پیامبر است خوب باشد ، پسر نوح هم با بدان بنشست و
...!» در این کلی گویی مشاهده می کنید فقط یک مساله اثبات می شود که الزاماً انتصاب
به یک شخص ، شخص دیگری را معصوم نمی کند که اینجا را خود شیعیان هم قبول دارند اما
این را اثبات نمی کند که الزاماً هر شخص که به شخص معصومی انتساب پیدا کرد ، به
مانند فرزند نوح (ع) گمراه است! کثیری از کلی گویی ها در این حیطه عدم الزام هستند
و فی نفسه احتمال درستی مساله را می خواهند موجه جلوه کنند نه اینکه واقعاً
دلیل مساله را بیان کرده باشند. در این نوع کلی گویی هر گردی ، گردو بیان می شود!
نوع
دیگر کلی گویی، برچسب گذاری است بی آنکه اثباتی برای آن برچسب ها در نظر گرفته شود
و عجیب تر اینکه بر اساس همان برچسب ها ، نتیجه گیری های بعدی هم می شود به مانند
اینکه به یک پسر ، برچسب دختر بودن بزنیم بعد بگوییم این دختر لباس پسرانه پوشیده
پس بد حجاب است! در واقعیت دنیای امروز هم چنین چیزی را مشاهده می کنیم مثلاً چون
پیش فرض بر تروریستی بودن حزب الله لبنان است ، بدیهی است که ایران هم حامی
تروریست می شود و من هم این را قبول دارم که این نتیجه گیری درست است! اما اشکال
در ماقبل آن است که چرا حزب الله برچسب تروریستی خورده است؟ این سوال به این گره
می خورد که آیا اسرائیل مشروع است یا خیر؟ و اگر مشروع است ، آیا حملاتش به کشور
مشروع و قانونی لبنان هم مشروع است یا خیر؟ و چون با ده ها دلیل عقلی و سندی و
تاریخی ، هم اسرائیل نامشروع است هم حملاتش به لبنان غیر قانونی ، لذا دفاع حزب
الله از کشور خود مشروع است. وقتی تا اینجای کار را اثبات کردیم ، ایران نیز خود
به خود دیگر حامی تروریست نمی باشد!
نوع
دیگر کلی گویی ، چنگ زدن به دور ترین و غیر مرتبط ترین اعتقادات است تا به وسیله
آن ، شخص کلی گو بتواند درصدی از حقانیت را برای خود به وجود آورد مثلاً جوانان به
خاطر روحیاتی که دارند ، تصمیماتی با درجه ی ریسک بالا و در سرعتی بالاتر نسبت به
بزرگسالان می گیرند به همین خاطر وقتی اتفاق ناخوش آیندی می افتد ، می گویند فلانی
«جوانی» کرده است اما این بدان معنا نیست که فعل جوانان اشتباه و فعل بزرگسالان
درست است بلکه چون تنها درصدی فعل جوانان نادرست تر از آب در می آید لذا این
اصطلاح به وجود آمده است هرچند در این یکی دو نسل جدید ، جوانان از بزرگسالان به
خاطر وفق با دستاوردهای فناوری ، عبور کرده اند. اکنون شخصی که کلی گویی می کند ،
وقتی استدلالی برای دفاع از خود پیدا نمی کند ، رو به این کلی گویی ها می آورد
مثلاً به جای پاسخ به دیدگاه طرف مقابلش ، به این اکتفا می کند که تنها بگوید:« تو
هنوز جوانی»!
البته
می توان این گونه کلی گویی ها را به خود گویندگان آن باز گرداند! مثلاً بحث وضعیت
دوران سازندگی کشور پیش آمد که یکی از به اصطلاح روشنفکران و تحصیلکرده های فامیل
من که به قول خودش سالهاست که در حیطه ی سیاست و اقتصاد حرفی برای گفتن دارد وقتی
در گفتگو با من دیگر حرفی برای گفتن نداشت رو به کلی گویی آورد و گفت:« اصلاً تو
در دوران سازندگی بچه ای چند ساله بودی صلاحیت اظهار نظر نداری»! من هم به سبک
خودش در جلوی جمع به وی گفتم:« تو که سالهاست حرف از بهتر بودن نظام شاهنشاهی می
زنی خودت هم آن موقع بچه ای چند ساله بودی!» از شدت خشم قرمز شد و گفت:« بله ولی
من در مورد آن موقع مطالعه کرده ام»! من هم حرف خودش را در مورد خودم گفتم:« من هم
با مطالعه در مورد آن دوران حرف می زنم نه اینکه خاطرات کودکی را نقل کنم! پس این
اراجیف چه هست که می گویی من در دوران سازندگی بچه بودم پس نباید اظهار نظر کنم؟!»
می
بینیم که افرادی که کلی گویی می کنند ، عاجز از آوردن دلیل هستند و بعضاً برخی کلی
گویی را به اوج خود می رسانند مثلاً یک بار شخصی به من گفت فلانی دزد است! گفتم به
چه دلیل؟ گفت یک زمانی می رسد که دلایلش پیدا و آشکار شود! من هم به وی گفتم تو هم
دزد هستی و زمانی اسنادش برملا می شود! خشمگین شد و گفت چرا تهمت می زنی؟ من هم
گفتم اگر این تهمت است ، پس تا زمانی که از فلانی سندی در مورد دزدی در دست نباشد
، حرف تو هم تهمت است!
نوع
دیگر کلی گویی ، عدم توجه به شاخص و معیار است و ما تا زمانی که بر روی شاخص به
تفاهم نرسیم ، این اتفاق می افتد که حتی بدترین را بهترین و بهترین را بدترین
قلمداد کنیم مثلاً در جهان اسلام ، به جای شاخص شناسی ، به کلی گویی رو آورده شده
و هر فرقه ، فرقه ی دیگر را مشرک و انحرافی و افراطی یا تفریطی معرفی می کند! وقتی
ما بر روی شخصی مثلاً برچسب مرتد می گذاریم ، ابتدا باید معیار های ارتداد را
بشناسیم بعد این برچسب را بزنیم یا آن را برداریم اما متاسفانه در گفتگو ها تنها
چیزی که انگار مطرح نیست همین معیار و شاخص ها هستند.
یک
داستانی هست که در آن بیان می شود جانداری می خواهد از رودخانه عبور کند ، از
مورچه می پرسد وضع رودخانه چطور است؟ مورچه به وی می گوید رد نشو که غرق می شوی!
آن جاندار از اسب آبی می پرسد وضع رودخانه چطور است؟ اسب آبی می گوید رودخانه آرام
است راحت از آن رد می شوی! یا دو نفر بودند که یکی می گفت هندوانه ارزانترین میوه
است و دیگری می گفت گرانترین! اولی با توجه به معیار هر کیلو میوه ، حساب کرده بود
که ارزانترین میوه هنداونه است و دومی با توجه به تعداد میوه هایی که می توان خرید
، حساب کرده بود که یک عدد هندوانه گرانترین میوه از آب در می آید!
پس
تا شاخص را درست تشخیص نداده باشیم ، هرآنچه بگوییم یک کلی گویی بیش نیست و در
گفتگو ها ابتدا باید شاخص طرف مقابل خود را اصلاح کنیم وگرنه تا ابد نمی توان
اشتباه یک شخص را به وی ثابت کرد! مثلاً یک طالبانی پوشش صورت را هم جزو حجاب به
حساب می آورد ، البته که حق دارد نتیجه بگیرد که زنان ایران بدحجاب هستند! یا یک
ترکیه ای موی سر را جزو حجاب نداند و البته که حق دارد که فکر کند زنان ایران در
حجاب افراطی هستند! پس قبل از اینکه به افراد یا یک نوع تفکر ، برچسبی را بزنیم
قبل از آن باید با دلیل و منطق ثابت کنیم معیار درست کدام است و پس از آن
برچسب هایی همچون افراطی یا تفریطی بزنیم!
نوع
دیگر کلی گویی ، استناد به امری است که مستلزم اثبات از طرف گوینده آن است نه رد
آن توسط شنونده! مثلاً بعد از حمله جنگنده های اسرائیل به سوریه و بمباران نیروهای
دولتی به درخواست تروریست ها و باز کردن راه برای آنها و اعلام رسمی اسرائیل مبنی
بر اینکه هدف از بمباران روحیه دادن به تروریست ها بوده است ، مخالفین نظام سوریه
برای متهم نشدن به همکاری و همسویی و سرسپردگی با اسرائیل ، چنین استدلال کردند:«
اسرائیل نیروهایی از بشار اسد را بمباران کرد که نیت آنها پیوستن به صفوف ارتش
آزاد و مخالفین بود پس در واقع به ما حمله کرده اند و اسرائیل حامی بشار اسد است»!
اکنون با این نوع استدلالها باید چه کرد؟! استناد به نیت؟! و برخی وقاحت را به
نهایت می رسانند و در برابر اعتراض به این مضحک گویی می گویند:« شما ثابت کنید که
آن نیروها قصد پیوستن به مخالفین را نداشته اند»! پس می بینید با کلی گویی ، می
توان شب را روز و روز را شب نشان داد بی آنکه اثباتی در کار باشد!
رد
کلی گویی توسط قرآن
وَقَالُوا
لَنْ یدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِیهُمْ
قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِینَ
آنها
گفتند: «هیچ کس، جز یهود یا نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» این آرزوی آنهاست! بگو:
«اگر راست میگویید، دلیل خود را بیاورید!» «البقرة/111»
سَیقُولُ
الَّذِینَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا
مِنْ شَیءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ
هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ
وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ
بزودی
مشرکان میگویند: «اگر خدا میخواست، نه ما مشرک میشدیم و نه پدران ما و نه چیزی را
تحریم میکردیم!» کسانی که پیش از آنها بودند نیز، همین گونه دروغ میگفتند و سرانجام
کیفر ما را چشیدند. بگو: «آیا دلیل روشنی دارید؟ پس آن را به ما نشان دهید؟ شما فقط
از پندارهای بیاساس پیروی میکنید، و تخمین های نابجا میزنید.» «الأنعام/148»
قَالُوا
اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا
فِی الْأَرْضِ إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ
مَا لَا تَعْلَمُونَ
گفتند:
«خداوند فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! منزه است! او بینیاز است! از آن اوست آنچه
در آسمانها و آنچه در زمین است! شما هیچگونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا
نسبتی میدهید که نمیدانید؟! «یونس/68»
در
این آیات از مدعیان ، دلیل خواسته می شود و باید مفهوم دقیق دلیل را دانست اما عده
ی کثیری چون معنای دلیل را نمی دانند یا خود را به نادانی می زنند برای رسیدن به
اهدافشان ، لذا دلایل آنها یا خود صورت مساله است ، یا دلایلی با افق محدود! مثلاً
عده ای که می خواهند اعدام لغو شود دلیل آن را چنین بیان می کنند:« جان آدمی با
ارزش و شریف است ، اعدام آدمی صحنه ای دلخراش است ، اعدام آدمی فلان و فلان است»!
می بینیم که خود استدلال ها درست است و همه قبول داریم که جان آدمی با ارزش و شریف
است یا ... اما اشکال استدلال در مابه ازای بیرون آن است، ما هم می گوییم که اسلام
جواز اعدام هیچ آدمی را صادر نکرده است! آنها که جواز اعدامشان صادر شده است انسان
نبوده اند بلکه درندگانی بوده اند که خود قاتل یا جنایتکار یا بسیار مضر بوده اند
و اتفاقاً هدف اعدام آنها دقیقاً همین مساله است که جان آدمی محترم و شریف است و
کسی که بخواهد این جان باارزش را از کسی بگیرد ، باید با جان خودش مکافات شود!
و
در آخر یک نمونه از بزرگترین سوءاستفاده از کلی گویی:
این
جمله که:« فلسطینی ها زمین هایشان را به یهودیان فروختند» بسیار مورد استفاده قرار
می گیرد و خود جمله هم کاملاً صحیح است اما کم و کیف و مقیاس و شرایط آن بریده شده
است لذا باعث می شود برداشتی معکوس از مساله فلسطین شود! وقتی با این جملات مواجه
می شویم باید چند سوال را مطرح کنیم:
1
– چند درصد زمین هایشان را فروختند و الان اسرائیل چند درصد را صاحب است؟
2
– آیا به اختیار فروختند یا به اجبار؟
3-
آیا به قیمت واقعی فروختند یا هراج شد؟
4-
آیا معاملات قانونی بود یا غیر قانونی؟
و
وقتی در برابر این پرسشها تاریخ گواهی می دهد که :« کمتر از 2 درصد اراضی آن هم
تحت اجبار و با قیمت های بسیار پایین در معاملاتی که وجهه ی قانونی هم نداشت
فروخته شد» می فهمیم اسرائیل چطور افکار عمومی را با کلی گویی تحت تاثیر قرار داده
است!
بیشتر
نظراتی که در مورد نوشتارهای وبلاگ من نیز ثبت می شود از سنخ کلی گویی می باشد و
اگر کسی که به نوشتارها یا مطلبی از آن انتقاد دارد به جای کلی گویی ، دقیقاً و با
کم و کیف و مثال و ... بگوید به چه چیز انتقاد دارد و دلیل انتقادش چیست ، حتماً
پاسخی مناسب دریافت خواهد کرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۹ ساعت 11:37 توسط مهدی
|