یک
شخص اگر از ما بپرسد:« رابطه جنسی امری خوب است یا بد ؟ اگر بد است چرا در اسلام
زن و شوهر می توانند چنین رابطه ای داشته باشند؟ و اگر خوب است چرا رابطه غیر از
زناشویی بد شمرده می شود؟!» ما چه جوابی به وی می دهیم؟ معلوم است که می گوییم این
رابطه در کانون زناشویی بحران های اجتماعی و اخلاقی پدید نمی آورد اما خارج از آن
پدید می آورد اما در مورد مساله «بخشش» در اسلام چنین تقسیم بندی را انجام نداده
ایم یا به ندرت به این مبحث پرداخته ایم و همین امر سبب بروز بزرگترین بحران های
اجتماعی و سیاسی در تاریخ اسلام شده است و به نقطه کنونی می رسیم که مردم ما نمی
دانند کجا ببخشند کجا نبخشند و متاسفانه بر روی فعل بخشش طوری تاکید شده است که بخشش
در همه حال نیک و درست و منطقی و خداپسندانه است! و از آن طرف برخی افراد که نمی
توانند این قاعده مضحک را بپذیرند ، از آن طرف پشت بام می افتند و بر هیچ فعلی از
افراد نمی بخشند!
افعال
آدمی را می توان به دو دسته تقسیم کرد: تعمدی و سهوی. از این رو اگر مفسده ای از
یک شخص سر بزند ، یا عمدی است یا سهوی لذا باید بر مفسده های سهوی بخشایش داشت و
اسم آن را اشتباه گذاشت اما اگر مفسده ای از روی علم و عمد باشد ، دیگر اسم آن
اشتباه نیست بلکه خباثت است و خداوند هم از این نوع گناه هرگز نمی گذرد و گذشت بر
خباثت عواقب جبران ناپذیری را به ارمغان می آورد:
1
– شخص خبیث با بخشیده شدن ، اصلاح نمی شود چراکه اگر اصلاح پذیر بود که خبیث نمی
شد! مثل این می ماند ما شخصی را قسم دهیم که آیا دزدی کرده است یا خیر؟! خوب معلوم
است شخصی که به مرحله دزدی می رسد ، از مرحله قسم دروغ خوردن هم به راحتی عبور
کرده است!
2
– با فعل بخشش بر خباثت ها ، به انسانهای خبیث این پیغام را می رسانیم که به کار
خود ادامه دهید چراکه از سوی ما امید به بخشش دارید! آمنه بهرامی خود قربانی اسید پاشی بود اما او نیز یکی دیگر را قربانی کرد ، وقتی او شخص اسیدپاش را مورد بخشش قرار داد ، بلافاصله شخصی دیگر اسیدپاشی کرد و گناه آن بر گردن آمنه بهرامی است که به اسیدپاشان جسارت داد.
3
– افراد خبیث با همان دید خباثت دنیا را نگاه می کنند لذا وقتی مورد بخشش قرار
بگیرند حتما با خود می گویند:« طرف ام چقدر احمق بود که کاری به کار من نداشت!»
4
– بخشش بر خبیث جفا در حق دیگران هم هست ، بسیاری از اتفاقات بدی که می افتند
محصول یک بخشش بر خبیث هستند و اگر آن خبیث تنبیه می شد دیگر جرات ادامه دادن به
کارش را نمی داشت. یک خبیث اصلاح پذیر نیست اما با تنبیه می توان در وی ترس از
تکرار خباثت ایجاد کرد.
5-
بخشش بر خبیث ها باعث می شود شان اجتماعی آنها پایین نیاید و این جفا در حق صالحین
است که آنها با خبیث ها در یک منزلت باشند.
همانطور
که قرآن می فرماید هر عملی را قصاصی می باشد ، پس بخشش بر کوچکترین خباثت ها هم
جایز نیست بلکه برای کوچکترین خباثت ها ، کوچکترین قصاص ها به کار می رود و اگر
خباثت شخصی را در همین موارد کوچک در نطفه نکشیم ، تنها خیانتی بزرگ به خود و
اجتماع کرده ایم.
شخصی
در جنگ بدر اسیر شد و از پیامبر تقاضای بخشش کرد و پیامبر هم بنا بر شرایط آن مقطع
اسلام ، با تقاضای بخشش او موافقت کردند در حالی که می دانستند در ذات آن شخص چه
می گذرد اما می خواست بر یارانش هم مشهود شود که رافت کاذب نداشته باشند. آن شخص
به مکه برگشت و به مردم گفت:« محمد را فریب دادم!» و آبروی پیامبر را می خواست
ببرد و بسا عده ای هم نزد خود فکر کرده اند که پیامبر نعوذبالله سادگی به خرج داده
است. آن شخص دوباره در جنگی دیگر اسیر شد و باز از پیامبر تقاضای بخشش کرد ،
پیامبر فرمود:« تا باز به مکه برگردی و بگویی محمد را فریب دادم؟!» سپس دستور داد
سر وی را از بدنش جدا کنند.
خضرنبی
(ع) هم بی درنگ بچه ای معصوم را سر بریدند و در آخر به حضرت موسی گفتند:« بیم آن
می رفت آن بچه در آینده والدینش را به کفر بکشاند» و این به ما نشان می دهد اگر از
امری مطمئن باشیم ، حتی نمی توانیم بر یک بچه هم ببخشیم و ریشه خباثت را سریع باید
از بین برد. ما خضرنبی (ع) نیستیم که از آینده یک خبیث هم باخبر باشیم اما حداقل
وقتی خباثت های اولیه شخصی را می بینیم ، نگذاریم کارش به جاهای باریک بکشد.
این
مختص فیلم ها نیست که در آن افراد خوب ، بدها را می بخشند سپس در قسمت های بعدی آن
افراد بد مشکل زا می شوند و حتی افراد خوب را می کشند و آخر فیلم به سزای اعمال
خود می رسند! بلکه در سراسر تاریخ و روزمره ما چنین امری همواره رخ می دهد پس چه
بهتر آخر فیلم را به اول بیاوریم و از ده ها مصیبت جلوگیری کنیم!
در
گوش ما خواندند پیامبر به عیادت پیرزنی رفت که بر روی سر ایشان خاکروبه می ریخت
اما به ما نگفتند که در مکه بود و در مدینه وقتی کسی آب دهانش را بر سر تقسیم
غنایم بر روی صورت پیامبر ریخت ، پیامبر دستور دادند سر وی را ببرند! در مکه ایشان
در ضعف بودند و در مدینه در قدرت ، در مکه هدف کمیت بود و در مدینه هدف کیفیت ، پس
در بخشش ، شرایط هم مد نظر باید قرار بگیرد.
...
وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ
وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ
«...
و اگر خداوند، بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمیکرد، زمین را فساد فرا
میگرفت، ولی خداوند نسبت به جهانیان، لطف و احسان دارد.» «البقرة/251»
الزَّانِیةُ
وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا
تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ
بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ وَلْیشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ
الْمُؤْمِنِینَ
«هر
یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دو شما را از
اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از
مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند!» «النور/2»
الَّذِینَ
ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِینَ الْغَیظَ وَالْعَافِینَ
عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ
«همانها
که در توانگری و تنگدستی، انفاق میکنند؛ و خشم خود را فرو میبرند؛ و از خطای
مردم ( نه خباثت مردم) درمیگذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.» «آل عمران/134»
ببخش بر اشتباه دیگران نشانه بزرگی و بر خباثت آنها نشانه
حماقت
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۷ ساعت 15:31 توسط مهدی
|