از
آنجایی که بیشتر مردم کشور ما عربی کم متوجه می شوند و اغلب از ترجمه قرآن استفاده
می کنند لذا آنطور باید و شاید به زیباشناسی ترجمه های قرآن نپرداخته ایم و
در برخی جاها حتی ترجمه ها را نازیبا و عجیب کرده ایم که در این مطلب پیشنهادات
خودم را مطرح می کنم
1
– حذف بیشتر پرانتز ها
در
ترجمه های آیات و داخل پرانتزها، توضیحاتی اضافه گشته تا خواننده را در درک آیه
یاری کند اما این توضیحات چنان زیاد گشته اند که خواننده را بعضاً سردرگم
می کند و در اکثر موارد آیه را چنان ساده کرده اند که گمان بر سطح پایین بودن آیه
می رود در حالی که اکثر این پرانتزها ضرورتی ندارند و خداوند جهت زیباسازی آیات
برخی کلمات را حذف کرده است حال خود ما دوباره همان کلمات را به ترجمه اضافه می
کنیم و ترجمه را بسیار نازیبا می سازیم! مثلاً در ادبیات برای زیباسازی و راحتی
کار ، یکبار اسم فاعل به کار می رود و دفعه بعد از ضمیر استفاده می شود مثل جمله «علی
به بازار می رود ، او می خواهد کفش بخرد» که در قسمت دوم جمله ضمیر به جای فاعل
آمده است اما اگر این جمله در قرآن بود آن را به این صورت ترجمه می کردند:« علی به
بازار ( برای خرید) می رود ، او (علی) می خواهد کفش (برای خود) بخرد» که می بینید
همه توضیحات بی مورد هستند بخصوص اینکه با آوردن دوباره نام علی ، جمله نازیبا می
شود.
نمونه
قرآنی:
ذَلِكَ
الْكِتَابُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ
وَیقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینْفِقُونَ
ترجمه:
«آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است ،
(پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب(آنچه از حس پوشیده و پنهان است) ایمان میآورند؛
و نماز را برپا میدارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی دادهایم،
انفاق میکنند.»
که
مشاهده می کنید نیازی به توضیحات اضافه ندارد و هرکسی می فهمد منظور از «الذین»
همان پرهیزکاران جمله قبل است یا منظور از غیب هم واضح است و نیازی به توضیح در
ترجمه نداشت. در چند هزار آیه این توضیحات غیرضروری آورده شده و در برخی آیات نیز
به کلی زیبایی آن را از بین برده است مثلاً:
فَإِنْ
حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِی لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِینَ
أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّیینَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ
اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِیرٌ
بِالْعِبَادِ
«اگر
با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند، (با آنها مجادله نکن! و) بگو: «من و پیروانم، در
برابر خداوند (و فرمان او)، تسلیم شدهایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند [= یهود
و نصاری] و بیسوادان [= مشرکان] بگو: «آیا شما هم تسلیم شدهاید؟» اگر (در
برابر فرمان و منطق حق، تسلیم شوند، هدایت مییابند؛ و اگر سرپیچی کنند، (نگران
مباش! زیرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است؛ و خدا نسبت به (اعمال و عقاید)
بندگان، بیناست.»
2
– ترجمه تحت اللفظی امانت داری در ترجمه است
متاسفانه
در اکثر ترجمه ها ، مترجم از ترجمه تحت اللفظی بسیار دور می شود گرچه معنی آیه را
تحریف نمی کند اما در اکثر اوقات این بهتر است که خواننده قرآن دقیقاً بداند
خداوند چه فرموده است مثلاً قرآن می فرماید ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَیبَ فِیهِ
هُدًى لِلْمُتَّقِینَ ولی مترجم می گوید :« آن کتاب با عظمتی است که شک در
آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است» در حالی که جمله «با عظمتی است» در
آیه وجود ندارد گرچه مترجم خلاف حقیقت نگفته است.همچنین بهتر این است که تعابیر
خود را هم بر ترجمه قرآن تحمیل نکنیم مثلاً مترجم اگر می گفت:« آن کتابی است که در
آن شکی نیست و در آن برای متقین هدایت است» بهتر از به کار گیری کلمات «راه»
و «مایه» هست.
3
– نباید به شعور خوانندگان توهین شود
در
برخی آیات مترجم گویا گمان می کند خواننده کاملاً فاقد شعور و درک و کمترین
معلومات است لذا توضیحاتی را قرار می دهد که به نوعی توهین به شعور خواننده محسوب
می شود مثلاً:
إِنَّ
الشَّیطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یدْعُو حِزْبَهُ
لِیكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ
شیطان
دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید؛ او فقط حزبش را به این دعوت میکند که اهل آتش
سوزان (جهنم) باشند! «فاطر/6»
در
این آیه و آیات مشابه مگر خواننده می تواند تعبیری غیر از جهنم از آتش سوزان داشته
باشد که برای وی در داخل پرانتز کلمه جهنم را در توضیح قرار می دهند؟!
4
– بستن راه کج برداشتی ها
در
همین آیه بالا ، مترجم فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا را به «دشمن بدانید» ترجمه می کند
درحالی که ترجمه صحیح «دشمن بگیرید» است و همین تفاوت لطیف ترجمه می تواند کج برداشتی
از آیه را فراهم کند برای افرادی که تعابیر را عمداً یا سهواً درک نمی کنند! بین
«بدانید» و «بگیرید» یک تفاوت لطیف است ، در اولی الزام عملی در کار نیست
اما در دومی این الزام در کار است یعنی در اولی فقط کافی است شیطان را دشمن بدانیم
اما در دومی نه تنها باید دشمن بدانیم بلکه باید دشمن هم بگیریم یعنی دشمنی را به
مرحله عمل هم بیاوریم برای ساده سازی مطلب مثلاً ما به شخصی می گوییم:«فلانی را
مثل پسر خودت بدان» و به شخصی دیگر می گوییم:«فلانی را مثل پسر خودت بگیر» ، جمله
اول یعنی به آن فلانی مثل پسرت احترام بگذار اما دومی یعنی مثل پسرت رفتار کن که
جمله دوم شخص را به حتی پرداخت مادی نیازهای آن شخص ملزم می کند.
5
– اضافه ساختن جملات اشتباه و عجیب
در
برخی موارد هم مترجم دست به آیه واضح می برد و از پیش خود مواردی اشتباه و عجیب را
به ترجمه می افزاید که حتی می تواند شبهه ساز برای خواننده باشد مثلاً:
«وَإِذْ
قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا
أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یفْسِدُ فِیهَا وَیسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ
بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ»
(به
خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من
در روی زمین، جانشینی [= نمایندهای] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند:
«پروردگارا! »آیا کسی را در آن قرار میدهی که فساد و خونریزی کند؟! (زیرا موجودات
زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند.
اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را بجا میآوریم، و
تو را تقدیس میکنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را میدانم که شما نمیدانید.»«البقرة/30»
اضافه
ساختن «به خاطر بیاور» به آیه از چه جهت می باشد؟! اگر آن را حذف کنیم کجای آیه
نامفهوم می شود؟! مگر پیامبر آیات قرآن یا موضوعات و مطالب قرآنی را قبل از وحی می
دانست که قرآن به وی بگوید که به خاطر بیاورد؟!
6
– پرهیز از همراه سازی تفسیر با ترجمه
گرچه
برخی توضیحات در ترجمه ضروری هستند و بدون وجود آنها ممکن است خواننده یا معنی آیه
را نفهمد یا کج برداشت کند اما بهتر است از طولانی سازی توضیحات چشم پوشی کرد و آن
را به عهده کتب تفسیر گذاشت مثلاً:
هُوَ
الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ
الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ
فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ
تَأْوِیلِهِ وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی
الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یذَّكَّرُ
إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
او
کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [=
صریح و روشن] است؛ که اساس این کتاب میباشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر،
با مراجعه به اینها، برطرف میگردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به
خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن میرود؛
ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار میگردد.] اما آنها که در قلوبشان
انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و
تفسیر (نادرستی) برای آن میطلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در
علم، نمیدانند. (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و
دانش الهی) میگویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگار ماست.» و
جز صاحبان عقل، متذکر نمیشوند (و این حقیقت را درک نمیکنند).«آل عمران/7»
در
این آیه و آیات مشابه مترجم وارد حیطه تفسیر می شود یعنی نسبتاً مفصل کلمات واضح
«محکم» و «متشابه» را به تفسیر می کشاند!
7
– از بین بردن معانی عمیق قرآنی توسط ترجمه
گاهی
در برخی آیات بنابر آنچه خداوند اذن کرده و مقصودهایی عمیق از آن داشته تا توسط
مفسرین مشهود گردد ، برخی آیات را با ظاهری غیر متعارف قرار داده است که مترجم ها
گویا گمان کرده اند آیه ناقص است و خود به آن می افزایند! مثلاً:
رَبُّ
السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَینَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ
پروردگار
آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها( و مغربها) «الصافات/5»
در
این آیه خداوند خود نخواسته است نامی از مغربها ببرد بنا بر آنچه که نیت داشته پس
لزومی هم ندارد ما به ترجمه کلمه مغربها را اضافه کنیم به طوری که معنی برسانیم
گویا خداوند گفتن آن را فراموش کرده است!
یا
مثلاً در دوره مکی هنوز مصادیق زکات تعیین نشده بود لذا افرادی که می خواستند زکات
بپردازند تا حدود زیادی سلیقه ای این کار را انجام می دادند از این رو نمی شد اسم
آن را پرداخت زکات نامگذاری کرد بلکه تنها فعالیت زکاتی بود لذا در سوره مکی
المومنون خداوند چنین می فرماید:« وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ»
اما بعد از تعیین مصادیق زکات از تعبیر « آتُوا الزَّكَاةَ» در قرآن به کار
می رفت ولی در ترجمه ها این نکات زیبا و ظریف قرآنی که شاید بیش از صد مورد باشند
نادیده گرفته می شود و از هر دو به عنوان «پرداخت زکات» تعبیر می شود! اگر ترجمه
تحت اللفظی حفظ می شد این زیبایی های قرآن هم برای غیر عرب زبان ها مخفی نمی ماند.
8
– از ترجمه هم می توان شگفتی ساخت
گرچه
اتفاق نظر است که ترجمه هیچگاه نمی تواند فصاحت و بلاغت قرآن را بازگو کند و هیچ
ترجمه ای معجزه قلمداد نمی شود اما از آنجایی که فصاحت و بلاغت از بزرگترین وجوه
اعجاز قرآن هستند و متاسفانه غیر عرب زبان ها تا حدود زیادی به خاطر ترجمه از این
وجوه بی بهره مانده اند لذا احساس نیاز شدید به این می شود که ادیب ها و افرادی که
در فن سخن تبحر فراوان دارند ترجمه های قرآن شناسان را به نوعی ویراستاری
کنند تا حداقل بخشی از فصاحت و بلاغت را به ترجمه قرآن هم منتقل شود و به نظر من هرچه
در تحت اللفظی کردن ترجمه پیش رویم ، چون خود قرآن در نهایت فصاحت و بلاغت است ،
پس ترجمه آن هم به یک شگفتی تبدیل می شود.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۴ ساعت 19:59 توسط مهدی
|