غیبت های مجاز
شهید مطهری در یکی از گفتارهای خود در مورد غیبت چه زیبا گفتند که ما ایرانی ها یا افراط می کنیم یا تفریط و در مورد غیبت هم چنین رفتاری داریم، یا در هر موردی پشت سر افراد غیبت می کنیم یا به کلی پشت سر افراد غایب چیزی نمی گوییم تا مبادا غیبت کرده باشیم!
در نوشتار «آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟» این نکته را اثبات کردم که هدف وسیله را توجیه می کند تا آن میزان که تراز سود و ضرر ، به نفع هدف باشد و در مساله غیبت هم قاعده همین می باشد ، یعنی در هر زمان و مکان و شرایطی ، در آن مقطع بررسی می کنیم که آیا گفتن مطلبی پشت سر کسی که حضور ندارد جایز است یا خیر؟ و می توان مصداق هایی از آن را نیز دسته بندی کرد.
غیبت افراد معلوم الحال جایز است
اگر خصلت ها و ویژگی های برخی افراد یا کشورها یا مذهبها و قومها از حد تواتر بگذرند دیگر نیازی به حضور آنها یا نماینده آنها در یک جمع نیست که تواتر را نقض و از خود دفاع کنند و اگر چنین حالتی پیش آمد ما می توانیم در مثال زدن ها، مصداق آوردن ها و تحلیل های خود پشت سر آنها حرف بزنیم بدون اینکه نیازی ببینم آنها از خود دفاعی کنند چون مسلم است دفاعی از خود ندارند و یا معترف به عملکردهای خود هستند مثلاً صدام شخصی معلوم الحال بود حال اگر در جمعی بحث از صدام( که زنده هم نیست ) شد یک شخص می تواند به او دیکتاتور جنایتکار بگوید و کسی نباید بگوید که صدام اکنون حضور ندارد که از خود دفاع کند پس پشت سرش حرف نزنید!
غیبت افراد مشکل زا برای جامعه و دیگران جایز است
برخی از افراد قدم در مسیرهایی می گذارند که برای خود مضر هستند و لطمه ای به دیگران نمی زنند در این مورد جایز نیست غیبت شوند چون اگر بد هستند به حال خود بد هستند و اخلاقاً ما نمی توانیم آبرویی از آنها ببریم و حتی می توان کارهای این افراد را حتی المقدور مخفی نگه داشت مثلاً اگر می دانید فلانی تا ظهر می خوابد جایز نیست این امر را به گوش کسانی دیگر برسانید مگر در موارد خاصی که بیان آن حیاتی باشد مثلا برای ازدواج در مورد کسی از شما سوال شده باشد.
اما برخی از افراد قدم در مسیرهایی می گذارند که برای جامعه و دیگران مضر هستند لذا حتی المقدور دیگران را باید از وضع آنها آگاه ساخت تا مبادا در دام خرابکاری های آنها بیافتند. مثلاً شما متوجه می شوید شخصی کلاهبردار است اکنون لازم است به همه کسانی که در اطراف آن شخص هستند ، ماجرای کلاهبرداری وی را بگویید تا به وظیفه خود عمل کرده باشید چون اگر در اطراف شما کسی دیگر باز فریب آن کلاهبردار را بخورد ، شما به خاطر اطلاع رسانی نکردن مدیون هستید.اشخاصی هم که در این مسیر قدم می گذارند اصلاً اشخاص محترم و با آبرویی نیستند و اگر ظاهراً هم محترم هستند بهتر است افشا شوند تا بی آبرو گردند چراکه نه نمی توان یک شخص را در بالاتر از شان خود قرار داد نه پایین تر!
یک قاعده ساده
قاعده ای که خود من آن را رعایت می کنم این است که هر وقت می خواهم حرفی در مورد کسی که اکنون حضور ندارد بگویم، ابتدا از ذهنم عبور می دهم که آیا اگر آن شخص غایب اکنون در پیشم حضور داشت آیا باز می توانستم به حرف زدن ادامه دهم یا خیر؟
غیبت نکنید شاید توبه کرده باشد!
مشهور است اگر شخصی را در حال دزدی هم دیدیم ، فردایش به وی دزد نگویید شاید سحر توبه کرده باشد!
وقتی کسی قدم در چنین مسیرهایی می گذارد احتمال بازگشت و توبه آن بسیار بسیار ضعیف است و درصد قلیلی از افراد هستند که از اقدامات خود توبه می کنند ( هرچند از نظر قانونی گرچه توبه کرده باشد هم باید مجازات شوند تا نظم اجتماعی به هم نخورد و عده ای با وانمود کردن به توبه از مجازات فرار نکنند) و شرط توبه جبران اعمال گذشته است! مثلاً یک دزد تنها نمی تواند بگوید توبه کردم بلکه باید اموال دزدی را هم برگرداند پس شخصی که تا دیشب دزد بوده الان هم دزد است مگر اینکه خبر توبه و جبران خساراتش بیاید! این مسائل حتی اگر در مواردی اتفاق بیافتد از خسارات اجتناب ناپذیر است مثلاً ما می خواهیم به اردوگاه دشمن شبیخون بزنیم ، اکنون این احتمال وجود دارد همان موقع یک نفر در اردوگاه دشمن توبه کرده باشد ، اکنون بنا بر این احتمال ضعیف آیا می توان عملیات غافلگیری و کشتار دشمن را متوقف کرد تا مبادا کسی را کشته باشیم که قبل از مرگ توبه کرده باشد؟! بدیهی است چنین مواردی اگر اتفاق هم بیافتند اجتناب ناپذیر هستند پس دزد هم دزد است تا زمانی که خلافش ثابت شود.
لَا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا
«خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیها را اظهار کند مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.» «النساء/148»