کسی که با مفهوم ساعت آشناست وقتی مثلاً بشنود ساعت «7 و 45 دقیقه است» همان مفهومی در ذهن وی متبلور می شود که اگر بشنود:«یک ربع به ساعت 8 مانده است» و این دو جمله هیچ فرقی برای وی ندارند و نتیجه یکی می شود اما متاسفانه در حیطه علوم انسانی به این مساله توجه زیادی نداریم و گاهاً جملات و موضوعاتی از ما عبور می کنند که وقتی به آنها فکر می کنیم تازه می فهمیم چه چیز از ما عبور کرده است! اگر کسی بگوید:«فلان آیات قرآن ظالمانه است» ما بلافاصله موضع گیری می کنیم و گوینده را مرتد می خوانیم و حق هم داریم اما جملاتی که دقیقاً باز به نوعی پناه بر خدا توهین به قرآن و مقدسات است از کنار ما عبور می کنند در حالی که توجهی به آنها نداریم!

به عنوان مثال همین چند شب در طنز مسافران آقای رامبد جوان که ذیصلاح هم برای طرح آن مباحث نبود گفتند:«چه معنی دارد آدم حیوانات را بکشد برای غذای خود ، این ظالمانه است» و این جمله همان جمله «فلان آیات قرآن ظالمانه است» می شود چراکه قرآن این امر را اشکال نمی داند پس وقتی آقای رامبد جوان این مساله را مطرح می کند منطقاً یعنی گفته است:«قرآن آیاتی ظالمانه دارد از جمله جواز کشتن حیوانات برای غذای انسان»! و همچنین تمام پیامبران و ائمه و اولیا هم ظالمانه زندگی کرده اند چون حیوانات را برای خوراک ذبح کرده اند! و مساله وقتی تاسف بار تر می شود که صدا و سیمای کشور ما نظارتی عمیق بر حرفهایی که از رسانه خارج می شود ندارد، لابد کسی در صدا و سیما نیست که معنی این جمله و جملات امثال آن را که غیر مستقیم مقدسات دینی را هدف قرار می دهند بفهمد و به همین سادگی در صدای و سیمای ما به نوعی آیات قرآن ظالمانه خوانده می شود!